Advertisement

email_18_animated.gif
مشتاقانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
manager.khuzestanclub@gmail.com
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

صفحه اصلی arrow مقالات arrow عمومی arrow هر گردشگر يك رسانه
هر گردشگر يك رسانه چاپ ارسال به دوست
۲۲ شهريور ۱۳۸۹
هيچ‌كس نمي‌تواند، منكر نقش و تاثير تبليغات بر دنياي امروز شود.اما سهم ايران در اين ميان چقدر است؟ گردشگران تا چه اندازه با چهره واقعي ايران آشنا هستند و تصورشان از اين كشور پيش و پس از ورود به آن چگونه است؟

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ هيچ‌كس نمي‌تواند، منكر نقش و تاثير تبليغات بر دنياي امروز شود. دنيايي كه رسانه‌ها در آن، از جايگاهي ويژه برخوردارند؛ رسانه هايي كه تنها وظيفه اطلاع‌رساني را بر دوش نمي‌كشند بلكه فراتر از اين مي‌روند و جهان را به دهكده و يا حتي به كافه‌اي براي نشستن و سخن گفتن و گوش دادن به ديگران تبديل مي‌كنند.

ديگراني كه اگر چه به زبان‌هاي مختلف سخن مي‌گويند و اداب و رسوم و فرهنگ خاص خود را دارند اما انسان‌اند و به حكم انسان بودن، داراي احساسات و ويژگي‌هاي مشتركي هستند.انسان‌هايي كه دوست دارند به سرزمين‌ يكديگر سفر كنند و با زبان و سنت و آداب و رسوم هم آشنا شوند. اما ايرانيان تا چه اندازه توانسته‌اند، چهره حقيقي خود و كشورشان را به مردم ديگر معرفي كنند؟
 
اخباري كه از ايران در سطح جهان مخابره مي‌شود تا چه اندازه گردشگران خارجي را به ديدن ايران، علاقه‌مند مي‌كند؟ اخباري كه بيشتر به سياست و فضاي سياسي كشور برمي‌گردد تا چه اندازه مي تواند به جذب گردشگر بينجامد؟  اصلا مردم كشورهاي ديگر تا چه اندازه با ايران، آشنا هستند.
 
محمد يزداني، مدير انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران، براين باور است كه «امنيت، نخستين شرط در جذب گردشگر است و فضايي كه ناامن و بي‌ثبات به‌نظر مي‌رسد، نمي‌تواند به ورود گردشگر كمك كند. براي مثال، اخباري كه از وضعيت افغانستان به گوش ايراني‌ها و ديگر مردم دنيا مي‌رسد از وجود ناامني در آن كشور حكايت مي‌كند در صورتي كه اين همه حقيقت نيست و تنها بخش كوچكي از ان است. چه بسا مردم افغانستان، زندگي خوب و راحتي داشته باشند اما چيز ديگري به‌گوش ما نمي‌رسد.»
 
يزداني گردشگران خارجي را انسان‌هايي خالي‌الذهن، معرفي و بيان مي‌كند: « كساني كه به ايران مي‌آيند تصوير چنداني از اين كشور ندارند نه مثبت و نه منفي...اصلا آنچه درباره فرهنگ و پيشينه ايران در ذهن ايشان، شكل گرفته به سال‌ها پيش برمي‌گردد اما وقتي به اين كشور مي‌آيند با تصويري متفاوت با ذهنيت‌شان، روبه‌رو مي‌شوند. چندسال پيش، يك خانم آمريكايي به ايران آمده بود و من به‌عنوان راهنما، او را همراهي مي‌كردم وقتي به خيابان گاندي رسيديم ديدم زير لب چيزي مي‌گويد: «سوء تفاهم» نه كلمه‌اي بيشتر و نه كمتر»
 
مدير انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران، گردشگران را بهترين رسانه‌ معرفي مي‌كند: «همه كساني كه به ايران مي‌آيند، راضي و خشنود به كشور خود برمي‌گردند و مي‌گويند ما ايران را به دوستان خود معرفي مي‌كنيم و به آنها مي‌گوييم كه زنان در ايران، مي‌توانند سركار بروند، خريد كنند و در يك كلام فعاليت اجتماعي داشته باشند. همچنين مردم ايران، بسيار گرم و مهمان‌نواز هستند اما اين پروسه، به زمان احتياج دارد و متوليان گردشگري و متخصصان حوزه تبليغات بايد به كمك يكديگر، هجمه تبليغات منفي برعليه ايران را كمرنگ كنند.»

آذر صداقتي، راهنماي گردشگري، معتقد است: «كسي كه به ايران مي‌آيد به بسياري كشورها سفر كرده و با تاريخ و پيشينه فرهنگي ايران آشناست اما تنها تصويري كه از ايران ديده و شناخته، تصوير تخت‌جمشيد و ميدان نقش‌جهان و بادگيرهاي يزد است و اينها همه ايران نيست. او مردم ايران را نمي‌شناسد و فكر مي‌كند ايرانيان، شبيه اقوام ديگري هستند.»
 
«گردشگراني كه براي اولين بار به ايران مي‌آيند، فكر مي‌كنند ايران، ناامن و بي‌ثبات است از اين‌رو از آژانس‌ها مي‌خواهند برنامه كاملي براي‌شان در نظر بگيرند و ارتباط كمتري با مردم داشته باشند اما زمان رفتن، تصور ديگري دارند.»
 
صداقتي مي‌گويد: «مسافران، همان بدو ورود به ايران در مي‌يابند كه در اين مملكت، ناامني معنا ندارد چراكه برخلاف تصورشان، در گمرك، چندان معطل نمي‌شوند و سروكاري با پليس و نيروي انتظامي ندارند و همه اينها، احساس امنيت را به آنها منتقل مي‌كند. بعد با راهنماي خود روبه‌رو مي‌شوند؛ راهنمايي كه تصور نمي‌كنند خانم باشد، لباس رنگي بپوشد، زبان بداند و...»
 
«گردشگران با ورود به ايران از ديدن زناني كه لباس رنگي به تن كرده‌اند، جواناني كه فيلم‌هاي روز را ديده‌اند و موسيقي را مي‌شناسند، شگفت‌زده مي‌شوند. به عبارتي وقتي به ايران مي‌آيند دلشان مي‌خواهد، بلندترين بادگير جهان را ببينند و بدانند چرا اسكندر، تخت جمشيد را ويران كرد اما زمان رفتن، آنچه برايشان اهميت دارد ايرانيان و رفتار و كردارشان است از اين‌رو از لحظه ورود درباره شرايط سياسي و اجتماعي و چگونگي زندگي در ايران مي‌پرسند.»
 
اما صداقتي به آنچه خوشايند گردشگران نيست هم اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «اوضاع نابه‌سامان ترافيك و هرج و مرجي كه گاه در سطح شهر وجود دارد، گردشگراني كه از  بعضي كشورهاي اروپايي و آمريكايي آمده‌اند را آزار مي‌دهد اما كساني كه از تايلند و اسپانيا و ايتاليا و امريكاي لاتين( به‌طوركل كشورهايي كه ساعات طولاني از وجود آفتاب، بهره مي‌برند) به ايران آمده‌اند، با اين وضعيت آشنا هستند.»
 
« يكي از موارد ديگري كه براي گردشگران خارجي چندان خوشايند نيست، غذاهايي است كه در رستوران‌ها سرو مي‌شود. تا انجا كه فكر مي‌كنند ايراني‌ها به جز كباب و جوجه كباب، غذاي ديگري نمي‌خورند و معلوم نيست چرا در رستوران‌هاي ايران با اين همه غذاهاي گوناگون ايراني، بيشتر كباب سرو مي‌شود؟! چرا آژانس‌ها مسافران خود را به مراكز خريد نمي‌برند ؟! و ...»

 

از سايت :ميراث فرهنگي 

 


یادداشت های بازدیدکنندگان



Copyright 2008, Khuzestanclub.org All rights Reserved