Advertisement

email_18_animated.gif
مشتاقانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
manager.khuzestanclub@gmail.com
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

صفحه اصلی arrow مقالات arrow عمومی arrow در ذهن موسیقیایی مردم شوشتر قدم زدم
در ذهن موسیقیایی مردم شوشتر قدم زدم چاپ ارسال به دوست
۲۳ اسفند ۱۳۸۶

اشاره: موسیقی در تمدن های کهنی مانند شوشتر بخش جدایی ناپذیر از زندگی مردم بوده است و پدیده های متفاوت فرهنگ بومی منطقه، آمیخته با اشکال بی نهایت متفاوت آواها و سرشار از غنای ذاتی است. در واقع موسیقی شوشتر بازمانده ای از تاریخ بومی و عملکرد تاریخی نیاکان منطقه است و در مسیر سعی در گردآوری و حفظ این عناصر و مراحل بعدی یعنی شناخت و دگرگون کردن آنها و خلق آثار جدید با ماهیت بومی انسانی، مسلماً بخشی از هویت هوشمندانه سرزمین کهنمان ایران را دوباره شناسایی و بارور می گردانیم.

به همین دلیل مهندس مهشید نقاش پور اقدام به ضبط و ثبت و گردآوری محتویات کتاب "موسیقی شوشتر" به همراه شش CD از نغمه های بسیار ارزشمند نمود که شامل مقام ها، رنگ ها، ترانه ها و موسیقی های آیینی و مذهبی در منطقه شوشتر است که می تواند کمکی به شناخت میراث مشترک عظیم تمدن سرزمینمان ایران باشد که تحقیقات در این باره از سوی وی اوایل سال 1380 آغاز شد.

مهشید نقاش پور در یک اقدام بی نظیر و بسیار ارزشمند درحالی که بسیاری از خنیاگران، نوازندگان و اساتید صاحب سبک خبره موسیقی شوشتر از دست رفته بودند با بهره گیری از توانایی و حافظه شاگردان خنیاگران از دست رفته و موسیقی دانان جوان و علاقه مند و آگاه که سبک ها و روایت های گوناگون موسیقی شوشتر را سینه به سینه حفظ و نگهداری کرده اند اقدام به تهیه مطالب جامعی در خصوص موارد ذیل نمود که عبارتند از:

مقوله زبان در شوشتر، تقسیم بندی موسیقی شوشتر، نقش زنان در حفظ و نگهداری تاریخی موسیقی شوشتر، مجاورت اقلیمی در موسیقی شوشتر، بررسی موضوعی و ساختار موسیقی مقامی، مبنای نامگذاری، ترانه ها و رنگ ها، مولودی خوانی، تعزیه خوانی و موسیقی مذهبی، آوانویسی موسیقی شوشتر، سازهای بومی، موسیقی کار، موسیقی درمانی، هنرمندان صاحب سبک شوشتر.

با مهشید نقاش پور که برای اقامت چند هفته ای به خوزستان سفر کرده بود درخصوص 6 سال تحقیقات وی پیرامون موسیقی شوشتر که منجر به چاپ یک کتاب و 6 شش CD شده است.

وی تحصیلات عالیه خود را در رشته شیمی در دانشگاه تبریز پشت سر گذاشت و لیسانس تشخیص طب (علوم آزمایشگاهی) را نیز کسب کرده است.

نقاش پور در دانشکده داروسازی مسئول واحد پژوهشی بوده و مدت ها در بخش صنعت فعالیت کرده است. با این بانوی خستگی ناپذیر گفت و گویی انجام داده ام که می خوانید: 

در ابتدا شاید لازم باشد به انگیزه شما از پژوهش پیرامون موسیقی شوشتر که اتفاقاً جایگاه ارزشمندی در موسیقی دارد سئوال کنم که چرا به این نوع از موسیقی پرداختید؟

من در شوشتر متولد شدم ولی در سنین پایین کودکی به اهواز مهاجرت کردم و در تبریز به دانشگاه رفتم و مدتی نیز در خارج از ایران زندگی می کردم و همواره از یک حس نوستالوژیک نسبت به شوشتر برخوردار بودم. کوچه ها، رنگ و  بوی در و دیوار خیابانهای باریک و تودرتو، لک لک های نشسته برروی کنیسه ها و موسیقی های نواخته شده در عروسی ها که کمتر چیزی در یادم مانده است همواره در ذهنم وجود داشته و مرا به خاطرات دوران حضورم در شوشتر می برد. همواره سرشت تربیتی، روان شناسی و خانوادگی من با موسیقی شوشتری عجین بوده است. هیچ گاه نمی توانم شادی و غم مردم را با موسیقی شاد و مذهبی شوشتری از یاد ببرم چرا که همواره به آن بالیده ام.

در هر نقطه ای از ایران که بوده ام هیچ گاه طبیعت زیبا و آن نغمه های دلنواز که در گوشم طنین انداز بوده است را از خود دور نکرده ام. به همین دلیل بود که بدون هیچ واهمه ای و با آرامش خاطر به شوشتر بازگشتم تا به پژوهش در موسیقی شوشتری نمایم. واقعاً مردمان سرزمین ما در عالم هرچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند و ارائه کردند.

اعتقاد دارم که موسیقی بومی ما در موسیقی دستگاهی است چرا که وقتی موسیقی دستگاهی را تنظیم کردند گوشه ای از موسیقی وسیع و پرشکوه و تاریخ گونه ایران زمین را جمع کردند و در یک دستگاه با مایه قرار دادند. به همین دلیل بسیاری از گوشه ها در ردیف های دستگاهی موجود نیست که ضرورت داشت ابتدا موسیقی دستگاهی را گردآوری کنیم. 

پیشینه تاریخی شوشتر که از کهن ترین شهرهای جهان است باعث شد که به سمت پژوهش در موسیقی شوشتر بروید یا شوشتری بودن خودتان؟

مسلماً هر انسانی حتی اگر ناآگاهانه اقدامی را انجام دهد دارای چندین جنبه باشد. من عاشق موسیقی ایرانی هستم برای هر انسانی ضرورت دارد که قدمی برای زنده نگاه داشتن میراث فرهنگی سرزمین خود بردارد و چه بهتر که انسانی بومی آن منطقه باشد. یکی از دلایلی که به موسیقی شوشتر پرداختم آشنایی من با فرهنگ آن منطقه بوده است چرا که طبیعت روان شناختی آن منطقه را می شناسم و بهتر درک می کنم و تحقیق کردن پیرامون آن برایم بهتر بوده است. 

فارغ از پژوهش هایی که در حوزه موسیقی شوشتر انجام داده اید آیا خود تبحری در نواختن ساز دارید؟

من به نواختن تار آشنا هستم و مدتی نیز آواز کار کردم. بدلیل چندین سال تحقیق و پژوهش و سفر کردن این دو کمرنگ تر شده است.

موسیقی را در تهران توسط فرهاد موسوی زاده از شاگردان خوب حسین علیزاده و در خوزستان توسط آقای شیرازی یاد گرفتم. برای آموزش آواز نیز مدتی در خدمت خانم پریسا بودم. به طور کلی من در خانواده ای که اهل موسیقی بودند به دنیا آمدم. مادرم موسیقی گوشه های شوشتری را به طور عالی می شناخت.

پدربزرگ من مرحوم عبدالحسین آب آب زاده تعزیه گردان ماهری بوده است و گاهی مردم نیز از او یاد می کنند. 

شما در کتاب موسیقی شوشتر در 15 فصل به صورت کلی به بررسی موسیقی شوشتر پرداختید که پرداختن به هرکدام از این موضوعات فضای بیشتری را طلب می کند. چرا شما اینقدر کلی گویی کرده اید؟

شما فقط احساس می کنید که کتاب مختصر است. طی این 6 سال بیش از 120 ساعت از پژوهش های خود فیلم تهیه کردم. شوشتر 14 محله داشته که در هرکدام از این محلات خوانش ها متفاوت بوده است. موسیقی در شوشتر با وسعتی که برخوردار بوده لازم بود که در ابتدا به صورت همه جانبه به آن پرداخته شود. من در این کتاب از هیچ ضرورتی عبور نکردم. مقام هایی که در این اثر منتشره آن پرداخته ام عین زیر خاکی هایی بوده است که از دل زمین بیرون آمده اند. باید به این مصرع از شعر مولانا که «تو مو می بینی و من پیچش مو» اشاره کنم. شما در این اثر یک نمونه واژه و شعر را می بینی درحالی که اینها در شرایطی جمع آوری شده است که بسیاری از هنرمندان و اساتید خلف موسیقی از دنیا رفته بودند. بسیاری از نغمه ها را ازجمله 9 بند فتح الله را گوشه و کنار شوشتر از یک پیرمرد ماهی گیر جمع آوری کردم. مابقی نغمه ها را نیز از نجاران، کشاورزان، آشپزان، معماران، بافندگان و ... گرد آوردم. شما ممکن است چند صفحه اطلاعات از موسیقی شوشتر را پیش روی خود ببینید ولی اینها حاصل چند سال تحقیق بوده است. 

آیا شما در ادامه پژوهش های خود به طور جزئی تر به شاخصه های دیگری از موسیقی شوشتر خواهید پرداخت؟

تمام پیکره و شناسنامه کلی موسیقی شوشتر در کتاب و 6 CD منتشر شده موجود است. پرداختن جزئی تر به خوانش هایی که در این اثر به نمونه هایی از آن اشاره شده است را در این اثر ضروری نمی دانستم. 

شما در بخشی از کتابتان اشاره کردید که چون بعضی از خوانندگان و یا نوازندگان صاحب سبک دیگر در حیات نبودند اقدام به خوانش دوباره شده است. به چه میزان موفق شدید که به اصل آثار بپردازید؟

3 CD از آلبومی که حاوی 6 CD است متعلق به خوانش های جدید و 3 CD دیگر نیز به خوانش های قدیمی تعلق دارد که شناسنامه کامل این آثار در کتابچه ای که همراه CD می باشد گنجانده شده است. بعضی از معاصرین نیز اقدام به بازسازی خوانش های قدیمی کردند. اما عمده خوانش های قدیمی که اصل آنها ارائه شده است به عبدالمحمد برجسته (عدول)، کاظم مهرپور، محمدعلی شهامی، حسن گرجی، کرم عنبر، محمد مختاربند و ... تعلق دارد. مرحوم عباس افتخاری که در طول انجام این پژوهش دار فانی را وداع گفت بسیاری از خوانش ها را که توسط ضبط ناگرایی جمع آوری کرده بود در اختیار بنده قرار داد و بنده نیز به پالایش آنها پرداختم. 

درصورتی که اثر چاپ شده شما به صورت گسترده صورت بگیرد آیا از آثاری که همچنان در اندرونی ها و سینه ها محفوظ مانده است استقبال خواهید کرد؟

کسانی بودند که در طول انجام این تحقیقات به هیچ وجه همکاری نکردند و من هم از آنها گذشتم چرا که خداوند راههای بهتری پیش روی من گذاشت. در مقابل آن افرادی که همراهی نکردند عده ای نیز به کمک آمدند که هرآنچه در نهان و سینه خود داشتن ارائه دادند و آدرس هایی نیز ارائه نمودند. در این مسیر زنانی همچون منیژه خیرخواه و سایر زنان عبدالله بانو و در عباس با من همکاری کردند تا این کتاب چاپ شد.

خیلی ها اعتقاد داشتند این کتاب به سرانجام نمی رسد. بعضی مواقع چنان با مشکلات کاری مواجه می شدیم که به این باور می رسیدم که کار انجام خواهد شد ولی نمی دانستم کی چاپ می شود. با منتشر شدن این اثر قطعاً برای کسانی که باور نداشتند چنین اثری چاپ خواهد شد ایجاد در همکاری مجدد ایجاد امید می کند. موسیقی شوشتر جای کار بسیاری دارد و همانطور که شما گفتید نغمه هایی پنهانی از موسیقی شوشتر در قفسه سینه ها وجود دارد که باید بازخوانی شود. 

بعد از چاپ اثر شما چند نشست برای بررسی موسیقی شوشتر از مجموعه موسیقی نواحی ایران برگزار شد. استقبال از این اثر چگونه بوده است؟

طی این مدت استقبال از سوی منتقدان و مخاطبین قابل توجه بوده است. از سوی خانه موسیقی هم مورد تقدیر قرار گرفتم. 

باتوجه به اینکه اشاره کرده بودید که شوشتر منطقه ای است که اقبال به موسیقی در آن بسیار است اما اکنون در سطح ملی افراد شناخته شده ای از این شهر به موسیقی معرفی نشده اند. البته تنها کسی که الان در سطح ملی فرد شناخته شده ای است محمد موسوی نوازنده برجسته نی است که متولد شوشتر می باشد. این مهجوریت موسیقی شوشتر چه علتی دارد؟

موسیقی شوشتر همواره مورد بی مهری قرار گرفته است. اولین کاری که به صورت مدون به بررسی موسیقی شوشتر پرداخته است همین اثری است که منتشر نموده ام. موسیقی بومی شوشتر با اینکه از هواداران بسیاری برخوردار است اما در جهت گسترش آن توجه ای نشده است درحالی که این توجه برای موسیقی سایر استانها صورت گرفته است. 

فکر نمی کنید علت عمده عقب ماندگی موسیقی شوشتر مربوط به انفعالی باشد که خود اهالی موسیقی در شوشتر برخوردارند؟

قطعاً من هم به این انفعالی که بعضی از اهالی موسیقی گریبانگیر آن هستند اعتقاد دارم. ضمن اینکه در سالیانی نه چندان دور مردان بر سر خود چادر می کردند و سازشان را زیر چادر از این خانه به آن خانه می بردند. تنبک نوازانی بوده اند که با گذاشتن ملافه در پشت تنبک خود و قرار گرفتن در سردابه ها اقدام به تنبک نوازی می نمودند. در همچین شرایط سختی کار کردن بسیار سخت است. بسیاری از افراد چون سالها دست به ساز خود نبرده بودند سازشان را فراموش کرده بودند. با وجود همه اینها اعتقاد دارم که الان شرایط تا حدودی فرق کرده است. از سویی دیگر فرد گرایی شوشتری ها باعث شده که جمع گرایی صورت نگیرد. 

ما وقتی صدای خنیاگران، زنان و مردانی که در شادی و عزا نغمه سر داده اند را که شما جمع آوری کردید گوش می دهیم احساس قابل توجه ای به ما دست می دهد پس به نظر می رسد که شما با اثر تالیفی خود زندگی کرده اید چه کسانی طی این مدت بر شما تاثیر شگرف گذاشته اند؟

اول از همه باید به مرحوم کاظم مهرپور با صوت آسمانی اش که با صدای او بارها گریه کردم و به عظمت روح موسیقی منطقه پی بردم و به اوج و فرود نزدیک می شدم اشاره کنم. استاد محمدعلی برجسته که زخمه های او بر تار خود به نوعی زیبایی و لطافت روح مردم این منطقه را بیان و بازگو می کند و در زمان حیات او مرحوم بنان، ابوالحسن صبا و قمرالملوک در شوشتر به دیدار او آمدند اشاره کنم. استاد محمدعلی شهامی نیز کسی بود که با سبک خوانش خود روح را جلا می دهد. در مورد استاد محمدعلی برجسته (عدول) روایت است که وقتی ایشان تار می نواخت تمام شکوفه ها از درخت ها به زمین می افتاد.

درسته که اینها روایت هستند ولی نشان از علاقه مندی مردم شوشتر به موسیقی است. من طی این مدت که اقدام به پژوهش در موسیقی شوشتر می نمودم همواره شب ها و روزها در باغ ها، کوچه ها، اندرونی ها، شبستانها، لحظه ها، قلب، روح و مغز آدم های منطقه قدم می زنم که طی این مدت اقدام به سرایش مجموعه شعری تحت عنوان «سرخ گلی بافته بر گیسوان خاک» سرودم


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۴-۱۸ ۱۴:۴۱:۰۸
برجستگان عالم گفته اندکه "عشق تنها کافی نیست"

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۴-۱۸ ۱۴:۵۸:۲۴
شخصی بنام محمدعلی ابوالحسن (جولائی )دارای صدایی زیباومسلت به موسیقی درشوشتر؛محله درعباس (مقام عباس )(سال فوت حوالی 1355)زندگی می کرد خواهرزاده ای بنام سیدمهدی میرمرعشی داشتندکه ازهفت سالگی براثرآبله بینایی خوراازدست دادند.مرحوم جولائی ازهمان سنین اندک کمرهمت بست تاآوازخواندن رابه ایشان یاددهد.بعدهامرحوم سیدمهدی ملقب به (روضه خوان) باطنین صدای زیباودلنشین خود؛بامدح ومرثیه ها؛ شوری درجانها می افکند . ازطریق گوش فرادادن به برنامه گلهای رادیو براندوخته های خودمی افزود. ایشان به سال 1361 عمررابپایان برد.



Copyright 2008, Khuzestanclub.org All rights Reserved