Advertisement

email_18_animated.gif
مشتاقانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
manager.khuzestanclub@gmail.com
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

صفحه اصلی arrow مقالات arrow عمومی arrow ایران 20 -ژاپن 1
ایران 20 -ژاپن 1 چاپ ارسال به دوست
۲۳ اسفند ۱۳۸۶
مرگ و مير تصادفات رانندگي ايران 20 برابر ژاپن مرگ و مير تصادفات رانندگي ايران 20 برابر ژاپن

براي شما هم اتفاق افتاده است كه در خيابان با يك مصدوم حادثه رانندگي برخورد كرده باشيد؟ در اين لحظات شايد از اينكه نمي‌توانيد براي او كاري انجام دهيد، ته دلتان احساس ناراحتي كرده‌ايد. در حالي‌كه اقدامات اورژانس و اوليه براي نجات جان يك مصدوم، بسيار آسان هستند وياد گرفتن آنها چندان دشوار نيست. براي آشنايي بيشتر با اين روش‌هاي نجات بخش گفتگويي توسط هفته نامه سلامت با آقاي دكتر زرگر، رئيس مركز تحقيقات تروما دانشگاه علوم پزشكي تهران شده که با هم مي خوانيم : 

آقاي دكتر اگر موافق باشيد، از تعريف تروما شروع كنيم.

‌‌ تلاش‌هاي زيادي شده است كه تروما را تعريف و ترجمه كنند. اما تعريف واقعي تروما وارد شدن هر گونه انرژي به بدن به شكلي است كه باعث ايجاد زخم وسوختگي وساير آسيب‌هاي ديگر شود. مسئله مهم و اصلي درباره تروما آن است كه انرژي خارجي به بدن وارد شده و به آن آسيب مي‌رساند. جديدا حتي مسموميت‌ها را هم در همين مقوله وارد كرده‌اند. جنگ،‌ ترور،‌ چاقوخوردگي و حوادثي از اين دست همگي جزو تروما محسوب مي‌شوند. بعضي تروما را به <اتفاقات > ترجمه كرده‌اند اما من موافق نيستم و به عقيده من ترجمه خوبي نيست چون اتفاقات ممكن است خوب باشند اما تروما هيچ وجه خوبي ندارد و فقط آسيب است. حوادث و سوانح هم استفاده شده است اما آن هم كامل نيست و كلا هيچ لغتي نتوانسته است جاي خود كلمه تروما را بگيرد. البته فكر نكنيد كه ما فقط در زبان فارسي است كه با كلمه تروما مشكل داريم، در آلمان هم نتوانسته‌اند معادل خوبي پيدا كنند و از خود كلمه تروما استفاده كرده‌اند. چيني‌ها هم همين‌طور هستند. سازمان مربوط به اين كار را سازمان تروماتولوژي نام گذاري كرده‌اند. پس ترجمه نتوانسته است در هيچ زباني جايگزين تروما شود و از خود كلمه تروما استفاده مي‌شود. حتي‌ همان‌طور كه گفتم حوادث و سوانح هم كه به نظر مي‌رسد ترجمه خوبي باشد نيز كامل نيستند مثلا شايد نتوان اين اصطلاح را براي مسموميت‌ها به كار برد و بهتر است ما هم در زبان خودمان از تروما استفاده كنيم.

آقاي دكتر، اگر يك فرد غير پزشك و غير حرفه‌اي با يك سانحه مواجه شد، چه كارهايي را بايد انجام بدهد؟
ما طي سال‌هاي اخير تلاش‌هاي زيادي كرده‌ايم كه سيستم <تروماي كشوري> را راه‌اندازي كنيم. اگر موفق شويم و بالاخره روزي اين سيستم شروع به كار كند بخشي از آن آموزش همگاني خواهد بود. اين آموزش همگاني از روزنامه‌ها،‌ مجلات، راديو و تلويزيون، رسانه‌هاي عمومي و حتي مدارس بايد آغاز شود. براي هر كدام از انواع مختلف حوادث، اقداماتي كه بايد صورت بگيرد، فرق مي‌كند. به اين راحتي و در اين زمان مختصر من نمي‌‌توانم آن را به صورت كامل به خوانندگان آموزش دهم. به هر حال با استفاده از تصوير و فيلم بايد به مردم نشان داد كه چه كار كنند. اما به هر حال در تمام حوادث يك سري اصول مشترك هستند كه حتما بايد رعايت بشوند و همه هم بايد آنها را بلد باشند. يعني چه مريض سوخته باشد، چه تير خورده باشد،‌ چه از ارتفاع پرتاب شده باشد و چه تصادف كرده باشد، هميشه بايد اين اصول مشترك رعايت شوند.
چه اصولي؟
به اين اصول در اصطلاح ABC مي‌گوييم كه هر كدام از اين حروف‌ در اصل مخفف يك كلمه هستند.
حرف اول يعني حرف A مخفف Airway يا مجاري هوايي است. در تمام حوادث و سوانح اولين چيزي كه مي‌تواند مريض را از بين ببرد، اين است كه مجاري هوايي او بسته شوند. حالا اين بسته شدن مي‌تواند علل مختلفي داشته باشد، مثلا ممكن است به علت يك جسم خارجي باشد يا مجاري هوايي توسط استفراغ خود فرد بسته شده باشند و يا به علت اينكه فرد در اغما فرو رفته است عضلات او شل شده باشند و زبانش به پشت حلق او افتاده باشد و مجاري هوايي‌اش را بسته باشد. به هر حال همه اين عوامل باعث مي‌شوند كه مجاري تنفسي بسته شوند و اولين كاري كه همه مردم بايد بلد باشند اين است كه ببينند آيا مجراي تنفسي اين مصدوم باز است يا نه.

چه‌طور مي‌توان از باز بودن مجراي تنفسي مطمئن شد؟
امتحان آن خيلي ساده است. اول مي‌توان از بيمار اسم او را پرسيد اگر جواب داد كه خب مسلما مجاري هوايي باز هستند. اما اگر مريض در اغما باشد، براي مردم عادي كسب اطمينان از باز بودن مجاري هوايي سخت خواهد بود. اما در اين موارد هم راه‌هايي وجود دارد. مثلا اگر مجراي هوايي بسته باشد چون هوا به مريض نمي‌رسد رنگ او سياه و كبود مي‌شود و از روي اين مسئله مي‌توان فهميد كه مجراي هوايي بسته شده است.

حالا براي باز كردن مجراي هوايي بسته چه كار بايد كرد؟
يكي از راه‌ها اين است كه مريض را به پهلو بخوابانند. چانه مريض را بالا بكشند و سپس با دست زبان او را بيرون بكشند. اين‌كار باعث مي‌شود تمام سد‌هايي كه در سر راه مجاري هوايي وجود دارند، برداشته شوند. گلوي مريض را هم بايد پاك كنند. مثلا با يك دستمال يا يك گاز استريل هر چيزي مثل خون و استفراغ و يا حتي اجسام خارجي كه در حلق مريض ريخته است را بايد پاك كرد. به هر حال اولين كاري كه بايد در تمام سوانح انجام داد و بين همه آنها مشترك است اين است كه راه هوايي باز شود.

حالا در مورد B چطور؟.
B مخفف Breathing يا تنفس است. بايد ببينيد مريض نفس مي‌كشد يا خير. يعني بعضي مريض‌ها هستند كه مجاري تنفسي آنها باز است اما نفس نمي‌كشند. پس بعد از اينكه از باز بودن مجاري تنفسي اطمينان حاصل شد بايد ببينيم كه تنفس دارد يا خير. اين را هم از روي حركات قفسه سينه بيمار مي‌توان متوجه شد. اگر هيچگونه حركت تنفسي وجود نداشت و يا اينكه تعداد آنها خيلي كم بود بايد به بيمار تنفس مصنوغي داد. حالا‌ اگر شرايط اورژانسي بود و در خارج از بيمارستان بوديم و امكانات خاصي نداشتيم بايد اين كار را با تنفس دهان به دهان انجام بدهيم اما در آمبولانس‌هاي اورژانس و بيمارستان‌ها و درمانگا‌ه‌ها كه امكانات هست، اين تنفس مصنوعي از طريق ماسك و كيسه هوا و وسايل ديگر انجام مي‌شود كه يك كار تخصصي است و ديگر به درد مردم عادي نمي‌خورد.

و حرف C ؟
بله. حرف C در اصل نشان‌دهنده جريان خون يا Circulation يا نبض بيمار است. يعني بعد از اينكه مطمئن شديم مريض نفس مي‌كشد يا اگر نمي‌كشد ما به او نفس داديم بايد نبض‌هاي بيمار را چك كنيم. اول بايد نبض مچ دست را چك كنيم. اگر نداشت بايد برويم نبض كشاله‌‌ران را چك كنيم و اگر هيچ كدام از اين دو تا نبض نمي‌زد، آن وقت بايد نبض گردن يا همان نبض كاروتيد را چك كنيم. اگر هيچكدام از اين سه نبض وجود نداشته باشند احتمال اين وجود دارد كه قلب بيمار از كار افتاده باشد.

در اين موارد بايد چكار كرد؟
بايد ماساژ قلبي را شروع كرد كه آموزش آن حتما نياز به تصاوير و آموزش علمي دارد و تنها از طريق گفته‌ها نمي‌توان به خوبي آن را آموزش دارد. البته بعد از اين مراحل مراقبت‌هاي اورژانس شروع مي‌شود كه تا حدودي تخصصي هستند و شايد زياد به درد مردم عادي نخورد مثل خون زدن و سرم زدن و استفاده از داروهاي مختلف كه حتما كار افراد خبره و آموزش ديده‌اي مثل پزشكان و پرستاران است.
اصول ديگري نبايد رعايت شوند؟
چرا همان‌طور كه گفتيم برخورد با بيماران ترومايي اصول متعدد و پيچيده‌اي هستند و حتما آموزش‌هاي گسترده‌اي را لازم دارند. مثلا يك مسئله مهم به‌ويژه در مورد بيماراني كه از ارتفاعات پرتاب شده‌اند و يا تصادف كرده‌اند شكستگي‌هاي ستون فقرات است. خيلي وقت‌ها مردم به اين مورد توجه نمي‌كنند و مصدومي كه ستون فقرات او آسيب ديده است را بدون هيچ مراقبتي حركت مي‌دهند كه باعث مي‌شود به نخاع اين مريض آسيب‌هاي شديد وارد شود. حتي اين حركت‌هاي بي‌جا ممكن است باعث قطع نخاع و يا مرگ مريض شود پس توصيه من به همه مردم اين است كه مصدومان را حركت ندهند مگر اينكه از سالم بودن ستون فقرات و عدم شكستگي آن اطمينان حاصل كنند. اگر شك داشتيد مريض را حركت ندهيد چون ممكن است آسيب‌‌ها را شديد‌تر و بيشتر كنيد.

اگر شك به شكستگي در ستون فقرات وجود داشت كار ديگري نمي‌توان براي مريض كرد؟
چرا. مثلا‌ دو تا كيسه شن در دو طرف گردن مريض بگذاريد تا از حركت‌هاي بي‌مورد و شديد و خطرناك گردن جلوگيري شود. يا مثلا مريض را روي يك تخته چوبي سفت بگذاريد تا از خم شدن‌هاي ناخواسته و شديد و آسيب‌رسان ستون فقرات جلوگيري شود اما همين اقدامات هم نياز به آموزش‌هاي علمي دارد كه ما اميد‌واريم با آغاز شدن فعاليت‌هاي <سيستم تروما> بتوانيم آنها را به همه مردم ياد بدهيم. البته خود پزشكان با اين مسائل خوشبختانه به خوبي آشنا هستند اما مردم عادي هم بايد ياد بگيرند.

شما توصيه مي‌كنيد كه مردم در مواجهه با چنين صحنه‌هايي اول با اورژانس تماس بگيرند يا اول خودشان اقدامات احيا را انجام دهند؟
اين بستگي دارد كه اولين فردي كه به بالاي سر بيمار مي‌رسد چه كسي باشد. اگر فردي است كه اطلاعات او از اقدامات احيا اوليه و اقدامات اورژانس كم است، بهترين كار اين است كه اول تماس برقرار كند و وضعيت را اطلاع بدهد. مثلا به پليس 110 يا اورژانس زنگ بزند و آدرس بدهد كه فلان جا فلان تصادف و فلان حادثه رخ داده است و آدرس آن را بدهد. اما اگر اولين فردي كه بالاي سر مريض مي‌رسد يك پزشك يا پرستار يا شخص مطلع و آموزش ديده‌اي باشد، بالاخره مسئول است كه از نظر اخلاقي هر چه سريع‌تر اقدامات مناسب را شروع كند. اگر سيستم تروما آغاز به كار كند حتي از طريق موبايل هم به افراد در همان لحظه مي‌گويند كه بايد چه كارهايي را براي مريض انجام بدهند. مثلا از پشت تلفن از فردي كه بالا سر بيمار سانحه ديده رسيده است سوالاتي مي‌پرسند كه آيا اين مريض نفس مي‌كشد يا خير؟ آيا نبض دارد يا خير؟ و بر حسب جواب‌هايي كه فرد مي‌دهد او را راهنمايي مي‌كنند كه چه كارهايي بايد انجام بدهد. در همين حين اين مركز اولين گروهي را كه نزديك‌تر به محل حادثه است برحسب شدت ضايعات و نيز محل حادثه با آمبولانس يا هلي‌كوپتر به محل حادثه اعزام مي‌كند. اين گروه‌هاي نجاتي كه مي‌آيند معمولا يك پرستار باتجربه و آشنا با اين مسائل و حتي گاهي يك پزشك مجرب دارند كه مي‌توانند كارهاي پيشرفته لازم را انجام بدهند. البته در مورد اين اقدامات پيشرفته هم در دنيا 2 تكنيك وجود دارد. بعضي جاها اين آمبولانس‌ها و هلي‌كوپتر‌ها و مراكز سيار‌شان آن‌چنان پيشرفته و خوب است كه تا به بالين بيمار رسيدند مي‌توانند كارهاي پيشرفته را انجام دهند. بعضي جاها كه امكاناتشان ضعيف‌تر است از تكنيك دوم استفاده مي‌كنند كه در اصطلاح به آن <اسكوپ ران> مي‌گويند. يعني مريض را برمي‌دارند و به مراكز درماني منتقل مي‌كنند. در اصل ابتدا كارهاي اوليه مثل ثابت كردن گردن و باز كردن راه هوايي و تنفس و نبض را انجام مي‌دهند و با سرعت بيمار را به اولين مركز درماني و مناسب انتقال مي‌دهند. البته در تروما سيستم مراكز خود به چند دسته تقسيم مي‌شوند. سطح چهارم در اصل همين مراكز سرپايي هستند كه در كنار جاده‌ها قرار دارند و در اصل جراح و متخصص بيهوشي ندارند. سطح سوم جراح و متخصص بيهوشي دارد. سطح دوم علاوه بر آنها تمام متخصصان مجرب ديگر كه در زمينه تروما تخصص دارند را نيز دارد و مركز كاملا مجهز است اما در آن آموزش و پژوهش انجام نمي‌شود. سطح اول مثل همان سطح دوم است. اما در آن آموزش و پژوهش هم انجام مي‌شود.

در مورد سوختگي‌ها چه كارهايي را بايد انجام داد؟
اغلب كارهايي كه مردم در مورد سوختگي‌ها انجام مي‌دهند غلط است. يعني ماليدن سيب‌زميني و تخم‌مرغ و يا سرد كردن بيمار كاملا ا‌شتباه است

. چه كار بايد كرد؟
در سوختگي‌ها علل مرگ مثل سوانح ديگر است. يعني باز بايد همان ABC را انجام داد تا از تنفس و گردش خون بيمار محافظت كرد. بعد از اين مراحل اوليه بايد بيمار را به مراكز سوانح سوختگي اعزام كرد چون كارهاي ديگري كه بايد انجام داد مثل تسكين درد و تجويز سرم و كارهاي مقابله با عفونت در محل حادثه قابل انجام نيستند و نياز به مراكز تخصصي در اين زمينه دارند البته مردم عادي كمك بيشتري نمي‌توانند بكنند اما گروه‌هاي تخصصي اورژانس حتي در محل هم گاهي اين اقدامات را شروع مي‌كنند كه كار بسيار خوبي است.

درآوردن لباس‌هاي سوخته بيمار لازم است؟
اگر كسي به اين كار وارد است اشكالي ندارد اما افراد اغلب با درآوردن صحيح لباس‌ها آشنايي ندارند، چون لباس‌ها معمولا‌ به پوست سوخته بيمار چسبيده‌اند و درآوردن آنها باعث جدا كردن و كندن پوست سوخته بيمار و آسيب بيشتر مي‌شود. پس اگر با اين كارها آشنايي ندارند بهتر است كه مريض را دستكاري نكنند. چون حتي درآوردن لباس‌هاي بيمار سوخته هم احتياج به آموزش‌هاي خاصي دارد. بهترين كار اين است كه اگر قرار است لباس‌ها را دربياورند آنها را با قيچي با يك وسيله مناسب ببرند. درآوردن لباس از سر و دست كار درستي نيست بايد لباس‌ها را تكه تكه كرد تا باز شوند و به راحتي خارج شوند. اما همان‌طور كه گفتيم حتي همين كارها هم بهتر است توسط افراد آموزش ديده صورت بگيرند.

در مورد برق‌گرفتگي‌ها چطور؟
در مورد برق‌گرفتگي‌ها اكثرا مشكل اين است كه تنفس بيمار قطع مي‌شود و در مرحله بعد قلب بيمار دچار اختلا‌ل مي‌شود.



یادداشت های بازدیدکنندگان



Copyright 2008, Khuzestanclub.org All rights Reserved